شنبه چهارم خرداد 1387
×

عشاير ايل سنگسري (كوچندگان دامنه البرز) كه در سنگسر (مهدی شهر: يكي از شهرستانهاي سمنان) استقرار دارند، درخصوص شرايط اقليمي، آب و هوايي و بويژه نزولات آسماني، باورها، ضربالمثلها، افسانهها، ترانهها و دانشهاي شفاهي متنوعي دارند كه با زندگي عشايري اين ايل عجين و درهم تنيده شده است.
براي مردم ايل سنگسري همچون تماميجوامع عشايري و روستايي، نزولات آسماني از ارزش و اهميت بسياري برخوردار است. چرا كه زندگي اقتصاديشان وابسته به آن باران در ميان اين مردم با اصطلاحات و تعاريف متنوع و دقيقتري شناخته شده كه بيانگرجايگاه آن است.
سنگسريها به باران، وارَش (vrash) ميگويند و براساس شدت، حالت، مدت و وسعت بارش عنوانهاي مختلفي به آن ميدهند.
شِلاب (shelb): بارش برف و باران با هم
نِزِم وار (nezemvr): باران شديد و سريع و كم مدت
وَل وارشي (valvrshi): كج باريدن باران
جهون گير : باراني كه از نظر مدت و وسعت زياد باشد.
ضرب وارش (zarevrash): باران تند
رگوار (ragvr): باران همراه با رعد وبرق
عشاير ايل سنگسري درخصوص بارش برف و باران، اعتقادها و باورهايي دارند. مثلا:
- قطرههاي باران و برف را فرشتگان خدا به زمين ميآورند. به اين ترتيب كه هر دانه باران و برف را يك فرشته، آن هم فقط يك بار به زمين ميآورد. (نزول فرشتگان و بركت فراوان در زمان بارش باران و برف)
- اگر الاغي در هنگام خوابيدن عرعر كند، آسمان ميخندد و باران زياد ميآيد.
- خواندن جغد در سحر، علامت بارندگي است.
- اگر گنجشكها با هم درگير شوند باران يا برف ميبارد.
- سرخ شدن افق در طلوع و غروب آفتاب، نوعي سوختن است و اگر افق در صبح قرمز رنگ باشد، شب بارندگي ميشود و اگر شب چنين شود، زمان بارش برف و باران معلوم نميكند: صبح بسوزه، شوم بواره، شوم بسوزه، كي بواره؟
- اگر در موقع بارش، حبابهايي در محل جمع شدن آب به وجود آيد، باران پي در پي ميبارد (وارَشي)
اگر برف در موقع باريدن بازي كند، يعني به گردش درآيد، بارش زياد ميشود.
- اگر در جشن عروسي، برف يا باران ببارد؛ معلوم ميشود كه داماد هميشه ته ظرف غذا را ليس ميزده است. (در بسياري از نقاط ايران معتقدند اگر داماد ته ديگ را كنده و خورده باشد، در عروسياش باران ميبارد)
- در چله بزرگ از آسمان، سنگ ببارد نم نيايد، در چله كوچك گاه ببارد، گاه نبارد و در ماه نوروز هم شب ببارد هم روز (مس چله سنگ بيه، نم نيه/ كس چپلو، گه بيه گه نيه/ نورو مُو شوي هم بيه، روز هم بيه)
- اگر رعد بيموقع (مثلا در اواخر پائيز يا زمستان) به صدا درآيد، 40 روز پس از آن بارندگي نخواهد شد.
علاوه بر اين باورهاي عاميانه، در بين اين مردم، رفتارها و آيينهايي كه هنگام خشكسالي و يا بارش سيلآسا، براي بازگردانندن وضعيت مطلوب آب و هوايي به جا آورده ميشود نيز قابل توجه است: از جمله آنها نماز باران و تهيه غذاي نذري براي باران خواهي در زمان خشكسالي و مراسم باران بندي، دست وارَشٌو در زمان طولاني شدن بارندگي ميباشد. به عنوان مثال، اگر مدتي از وقت باران موسمي سال بگذرد و باراني نبارد، عشاير به برپايي نماز باران ميپردازند: پابرهنه از محل يكي از حسينيهها (معمولا حسينيه اعظم يا المهدي) به يكي از امامزادههاي اطراف شهر (امامزاده قاسم، امامزاده علي اكبر) ميروند و نماز باران خوانده و از درياي بيكران رحمت الهي طلب باران ميكنند و معمولا پس از برپايي نماز و دعا، وليمهاي نيز ميدهند.
از آيينهاي ديگر در هنگام خشكسالي براي طلب باران، دادن خليصه (حليم) نذري است و در حين پخت و هم زدن آن اشعاري در مدح حضرت عليع خوانده شده و براي بارش باران دعا ميخوانند.
و در اين هنگام، سختيها و مشكلات ناشي از خشكسالي را در قالب اشعار و با عنوان امستين خشك سالي (امسال خشكسالي است) در ميان چوپان و عشاير زمزمه ميشود .
و زنان در طلب باران در كنار جوي آب مينشينند و شاخه و برگهاي درخت بيد را در آب ريخته و ميخوانند.
و در مقابل خشكسالي، گاه از باران فراوان نيز هراسان شده و سعي ميكنند آسمان را به اتمام بارش راضي كنند. يكي از اين آيينها باران بندي است كه در هنگام بارش بيپايان، تاوهاي (تابه) را به فضاي باز ميبرند و روي اجاق آتش ميگذارند تا قطرات باران در آن باريده و بسوزد. و اعتقاد دارند اين امر باعث بند آمدن باران ميشود. البته اين كار را فقط در موقعيتهاي اضطراري جائز ميدانند.
همچنين در ميانه بهار و هنگام استقرار در خيل (اردوگاه تابستاني)، بارش مداوم انجام امور خيل را مختل كند. در اين هنگام زني مقداري از لوازم خانه را از قبيل جارو، خاكانداز را به خود ميبندد و در حالي كه بانوان ديگر او را همراهي ميكنند، از خيل تا سرچشمه حركت ميكنند و ميخوانند:
شوندي شوندي: ميروم، ميروم
دستي وارشي شوندي: از دست باران ميروم
كُرٌدي گالشي شوندي: ميروم چوپاني و گالشي كنم
مَ كرك كولي بمرتو: ماكيانم در مرغداري مردهاند
مَ خر تول بمر تو: الاغم در طويله مردهاند
مَ پس جاكوه بمرتن: گوسفندانم در كوه مردهاند.
آنقدر اين را ميخوانند تا به قول خودشان باران شرمنده شود و ديگر نبارد!


