شنبه نوزدهم خرداد 1386
میراث عاشورا (1)××× محرم در لرستان
زندگی جمع اضدادی است از شادیها و غمها، خوشآمدها و مناسبات ناخوشایند، جشنها و سوگواریها. که گاه این شادی و یا غم متعلق به کل جامعه و یا قومی می باشد و بالطبع ابراز و بزرگداشت آن، زمینهساز آئینها و مراسمهای فراوان و متنوعی می گردد که بخش قابل توجهی از فرهنگ هر ملتی را تشکیل می دهد . قسمتی از این آئینها به زندگی و اعتقادات مذهبی- دینی مردم مربوط می گردد. چرا که "تمام جوامع انسانی دارای اعمال، مناسک، و اعتقاداتی هستند که می توان آنها را تحت عنوان مذهب طبقه بندی کرد." در فرهنگ اسلامی ما مسلمانان نیز بزرگداشت رویدادهای مهم دینی و وقایع مهم زندگی بزرگان، ائمه و اسوههای دینی، زمینهساز بسیاری از مناسک، آیینها و مراسم می باشد، که با وجود حفظ یکپارچگی، به وسعت اقوام، مناطق، شهرها و روستاها، دارای کثرت و تنوع می باشد. از جمله این آئینها و مناسک معنوی و مذهبی، که با وسعت و تنوع بسیاری به صورت سلسله آئینها و مراسم در بین مسلمانان جهان برگزار می گردد، مراسم در بزرگذاشت واقعه عاشورا و عزاداری سیدشهدا (ع
عاشورا در فرهنگ مذهبي شيعيان جايگاه خاصي داشته و زمینهساز مجموعهای از سنتها و مراسمی می باشد که به عنوان میراثی در بین تمامی نسلها اجرا میگردد. برخی از اعمال، باورها و مراسم که در تاسوعا و عاشورا و اربعین حسینی به اوج خود می رسند، عبارتند از برپایی مجالس عزاداری در هیئتها، تکیهها،حسینیهها وخانهها؛ نوحهخوانی و مرثیه سرایی،تعزیه و شبیه خوانی، مجالسوعظ و روضه خوانی و ذکر مصیبت، سینهزنی و زنجیر زنی، ادای نذور و احسان و صدقه و اطعام مردم عزادار ، سقایی به یاد امام حسین (ع)، پوشاندن لباس سقایی به کودکان به یاد طفل شش ماهه امام حسین(ع)، راه انداختن دستههای عزاداری در خیابانها، همراهی دستههای عزاداری با پای پیاده و گاها برهنه، گِل اندوده کردن سر و تن ، پاشیدن کاه و خاشاک بر سر، پوشیدنلباس سیاه، سیاهپوش کردن اماکن، گذرگاهها، مساجد و حسینیهها، برپایی مراسم شام غریبان، برگزاری مجالس مقتل خوانی و زیارت عاشورا، ،طشت گردانی، گهواره گردانی، تهیه وآذین بندی طوق، علم و نخل، به زیارت رفتن و ... و همچینین ترک بعضی کارهایمباح در این ایام مثل:برگزاری مراسم شادی، آرایشکردن و زیور آویختن،خانهتکانی،پرداختنبه کسب و کار و دوخت و دوز و خرید و...
اینها تنها بخشی از اداب و رسومی است که مردم ایران در اقصی نقاط ایران در بزرگداشت واقعه کربلا و عاشورا به پا میدارند که هر کدام به نوبه خود، جایگاه ویژهای در مطالعات فرهنگ عامه این مرز و بوم دارد:
محرم در لرستان
مردم لرستان نیز به مانند سایر همکیشان و هموطنانشان، با نزدیک شدن ایام محرم، با پوشیدن لباس و یا بازوبندهای مشکی، سیاه بندی تکیهگاهها، مساجد و حسینهها، و نصب پرچمهای این ایام و ... جهت عزاداری و سوگواری سالار شهیدان و یاران گرامیشان آماده میشوند. از جمله مراسم مردم لرستان در این ایام، حضور در مراکز عزاداری و تشکیل مجالس نوحه سرایی و سینه زنی میباشد. سينه زنها كه عزاداران اصلي هستند دسته دسته گرد مي آيند. شبها در جلو دستههاي سينهزني، چلچراغ حركت ميكند كه در حدود سي تا چهل چراغ توري را به طرز جالب، ديدني و با مهارت خاصي بر پايه صليب شکل چوبي سوار ميكنند و بوسيله يك نفر زورمند و كارآزموده كه نذر دارد حمل ميشود.
یکی دیگر از اعمالی که مردم لرستان در ایام محرم انجام می دهند این است که در روز هفتم محرم همگي به حمام رفته و پس از اصلاح سرو صورت و نظافت كامل، لباسهاي تميز مي پوشند. و این روز را "تراش عباس" مي نامند. از این روز به بعد، عده اي جهت افروختن آتش در صبح عاشورا به جمع كردن و گردآوري هيزم مي پردازند. تا اگر در روز عاشورا برف و باران ببارد و هوا سرد باشد عزاداراني كه درگِل می افتند (مراسم گِل افتادن) از سرما حفظ گردند. بهمين خاطر عده اي در محل، دور گشته و با خواندن جملاتي از خانهها تقاضاي هيزم ميكنند. مردم نيز با كمال ميل به آنان هيزم ميدهند. همچنین براي روز عاشورا خاك نرم و مخصوصي بنام گِل باغچاله (گِل رُس) آماده مي كنند و در ميدانهاي شهر قرار میدهند.
مراسم گِل افتادن: گِل، نماد عزاداری و ماتم، یکی از عناصری است در مراسمهای سوگواری اکثر مناطق حضور دارد.
در لرستان، صبح روز عاشورا ، قبل از طلوع آفتاب، صداي آشنا و دلگيرانه ساز و دهل (نواي "چمريونه") که در این منطقه، نوای اعلام مرگ و سوگ است، مردم را برای عزاداری روز عاشورا دعوت می نماید و دستهدسته افراد سينهزني كه از سر تا به پا در گٍل غلط خورده اند در ميدان ميچرخند و يا اطراف آتشهاي برپا شده، بر سر و سینه زده و با سر دادن نوای "هي روو" ((Hero ، "هي روو" ((Hero ، به عزاداری می پردازند.


طوق برداری: طوق نمادی است از علم حضرت ابوالفضل (ع) (علمدار کربلا) که برافراشته نگه داشته شده است طوق در برخی شهرها، به عًلًم و رسم مربوط به آن را "عًلًم برداری" یا "عًلًم گردانی" معروف می باشد.محور اصلي آن ، چوب نسبتا بلندي است بطول هشت تا ده متر، كه از يك متر به بالای آن، از چندين حلقه متصل به چوب اصلي تشكيل ميشود. يك پارچه از جنس مخمل دور حلقه ها مي بندند و در بالا و انتهاي آن يك قنديل نقره قرار داده و اطراف آنرا با نوارهاي رنگي ريشهدار و آينههاي كوچك، تزئین می کنند.
قديمي ترين اين عًلًم مخصوص روستاي ماسور بوده كه بوسيله يكي از بزرگان و معتمدين محل، ساخته و حمل ميشده است.
عزاداران روستاي ماسور پس از وارد شدن به شهر و انجام مراسم و گرداندن طوق در شهر و سينهزني، در ظهر عاشورا طوق را مي شكستند (قسمتهاي مختلف آنرا از هم جدا ميكردند) و پايان عزاداري و مراسم روز عاشورا با این رسم که طوق اشگس ((Tog esges نام دارد، اعلام میکردند.[i]
تعزيه خواني : "تعزیه و تعزیت،هم به معنای تسلیت گفتن به یک داغدار از مصیبت است،هم بهمعنای اجرای نوعی نمایش مذهبی به یاد حادثه عاشورا که«شبیهخوانی»هم گفتهمیشود" . تعزيه خواني از روزگاران بسيار دور در خرم آباد و ساير مناطق لرستان مرسوم بوده و در حال حاضر نيز انجام ميگيرد.
دختران چهل منبري (چهل شمع) :از اول صبح عاشورا، دختراني سياه پوش و نقابدار با پاي بدون كفش بصورت گروهي، مجالس عزا و حسينيه هاي شهر را ميگردند، و با نيت و خواستهاي مختلف در چهل منبر (مجلس عزاداری) شرکت کرده و چهل شمع روشن می کنند.
مراسم شام غريبان حسين : در لرستان، بعد غروب روز عاشورا ، به مدت سه شب با انجام مراسم شام غريبان عزاداري مي كنند. هر نفر از عزاداران يك دستار سياه مخصوص بنام كت را به سر و گردن و شانه هاي خود مي پيچاند و در عزا شركت ميكند
۱- این اصطلاح به صورت يك ضرب المثل در بين مردم جا افتاده است و هر وقت جرياني پيچيده و يا جلسه و مجلسي پايان مي پذيرد ميگويند: "طوق اشگس" :به اين معني كه موضوع خاتمه يافت.
منابع:
آداب عزاداري در ماه محرم:http://www.irib.ir
آيين هاي عزاداري و سوگواري سالار شهيدان در سرتاسر استان هاي ايران : http://www.istta.ir
فرهنگ عاشورا: http://www.hawzah.net

.
شنبه نوزدهم خرداد 1386
میراث عاشورا در استان¬های شمال غربی××× راه اندازی دسته¬های شاخسی و طشت گذاری"
شهرهای مختلف آذربایجان (غربی- شرقی) و اردبیل ، از دیرباز، در ایام محرم و صفر شاهد مراسم و آئینهای متنوع و پرشور عزاداری می باشد. سوگواری و بزرگداشت یاد شهدای کربلا از چند روز قبل از محرم، آغاز و در تاسوعا و عاشورا به اوج خود می رسد. و در سوم، هفتم و چهلم شهادت آن بزرگوار نیز مراسم عزاداری به اوج خود میرسد. مردم آذربایجان معتقد هستند در این روز بزرگ، باید دست از کار کشید، خانه ها را ترک کرد و در کوی و برزن به عزاداری پرداخت. در این روز، همه به طرق مختلف به سوگ سالار شهیدان می نشینند. در اکثر نقاط آذر بایجان و اردبیل، علاوه بر مراسم و مجالس معمول عزاداری که در غالب مرثیه سرایی، روضه خوانی و راهاندازی دستههای سینهزنی و زنجیرزنی و ... میباشد، به شبیه خانی و تعزیه گردانی نیز میپردازند. همچنین تهیه غذاهای خاصی مثل حلوا، شله زرد (ساری شیله)، آش کشک و پذیرایی از عزاداران، از جمله اعمال متدوال دیگر در بین مردم می باشد.
از جمله مراسم خاص مردم آذربایجان و اردبیل، مراسم طشت گذاری و دستههای "شاخسی، وا خسی" (شاه حسین، وای حسین) می باشد که در شهرهای مختلف آن، با مختصر تفاوتهایی، اجرا می گردد:
دستههای شاخسی واخسی:
دستههای "شاخسی، واخسی"، نمودی از عزاداری مردم آذربایجان می باشد که با مرثیهها و آداب خاصی برگزار می گردد.
دستههاي عزاداري "شاخسِي واخسِي" (شاه حسين، واي حسين)، بنابر سنت دیرینه آذربایجانیان، همه ساله از دهه آخر ماه ذيحجه، فعالیت خود را شروع میکنند. بدینشکل که دسته هاي عزارداري شاه حسين ـ وای حسين (شاخسي ـ واخسي )، از چند روز مانده به ماه محرم ، شبها در حسينيه ها و مساجد تشكيل شده و با حضور عزاداران، در صف هايي طويل و زنجیروار، راهی کوچه و خیابان گشته و مرثيهها و اشعار مذهبي در رثاي سالار شهيدان و ياران ايشان، سرمیدهند. اوج این مراسم در ظهر عاشورا و پس از اتمام تعزیهخوانی ظهر عاشورا می باشد، که عزاداران دسته، «شاخسي، واخسي» گويان (شاهحسين، واي حسين) پس از طی نمودن مسيری طولاني، نهايتاَ،خود را به خیمههای به آتش کشیده شده میرسانیده و به سوگ واقعه می نشینند.
مالک رضایی در خصوص نحوه برگزاری این مراسم در گذشته، می نویسد:" در گذشته یک ماه قبل از ماه محرم و اکثرا از فردای عید قربان با تشکیل دستههای شاه حسینی این شکل از عزاداری آغاز می گشت. به این صورت که در هر کوی و برزنی، روسا و ریشسفیدان، مشعل آهنی بزرگی آماه می کردند، سپس آن را بر سر چوب قطور و بلندی در مرکز محله نصب می نمودند. هر مشعل، مامور و خدمه بخصوصی داشت و هم او بود که قبل از غروب آفتاب، مشعلها را با پارچههای کهنه و گاهی نیز با چوب و هیزم پرکرده و آماده میساخت. چون غروب میشد، جوانان و مردان محله در آن میدان حاضر میشدند و هر یک چوبدستی بلند و محکمی همراه میآوردند. پس از انجام یک سلسله کارهای مقدماتی دیگر و تقریبا یک ساعت گذشته از شب با هماهنگی رئیس محله، شاهحسینیها صف میبستند و در حالیکه حاضریان چوبدستی را مثل شمشیر در دست راست میگرفتند، دست چپ را از پشت، بر کمر نفر سمت چپ خود قرار میدادند و بدین طریق صف فشرده و مرتبی بوجود میآوردند. این کار موقعی صورت میگرفت که به مشعل هم مقداری نفت ریخته و آتش می زدند، شعلههای آتش، اطراف را روشن میکرد و در پرتو نور آن صف، مردان بصورت محیط دایره بزرگی درآمده، به دور مشعل میگشتند و در جواب شعار و ابیاتی که رئیس دسته (دَستهَ باشی) با آهنگ ترغیب کنندهای میخواند، همه با هم ذکر شاخسی (شاه حسین) سر می دادند... بعضی از این دستهها برای آنکه شکوه و جلال خاصی داشته باشند، اطاقکهای مجلل چوبی بنام اطاق حضرت قاسم در بین خود حمل میکردند...این مراسم تا سه روز به آغاز محرم ادامه داشت و شب چهارم قبل از ماه محرم پایان می یافت. زیرا در آن سه روز مراسم "طشت گذاری" در پیش بود. "
مراسم"طشت گذاری"،
نماد فراتی که از تشنه لبان کربلا، دریغ شد!
واقعه کربلا و بسته شدن فرات به روی امام حسین (ع) و یارانشان، و ایثارگریها سقای کربلا (حضرت ابوالفضل علیه السلام) برای رسانیدن آب به تشنگان، و حماسهآفرینی آنانی که با لبانی تشنه، شهد شهادت را نوشیدند، به یقین، قداست و جایگاه والای آب را در فرهنگ شیعیان و به خصوص ایرانیان، که از دیرباز نیز از جایگاه خاص و معنوی برخورد بوده، عمق و وسعت بسیاری بخشیده است، تا بدانجا که انعکاس این امر را در جایجای فرهنگ مردم و بخصوص در شکلگیری آداب و رسوم و آئینها شاهد هستیم.
محمد علی محراب بیگی در مقاله خود تحت عنوان "کربلا، فرهنگ مردم، آب" که در نخستین همایش محرم و فرهنگ مردم در سال 1379 ارائه نمودهاند، با تاکید بر تاثیر واقعه کربلا بر فرهنگ عامه مردم ایران، و از جمله ادبیات شفاهی و باورداشتهای عامیانه می نویسد:" مردم ما معتقد به فراگیر و جهان شمول بودن قداست و اهمیت آب در واقعه کربلا میباشند که حتی تمام آبهای جهان، شوری و شیرینی خود را به خاطر حب و علاقه به سیدالشهداء دارند، بدین شکل که دوستی حسین (ع) را بر همه آبهای عالم عرضه کردند، هر آب که قبول کرد، شیرین شد و هر آب که قبول نکرد شور شد و معتقدند حتی دریاها نیز به صدای شیون و ندبه مادر سیدالشهداء، خروشان و مواج میشوند چنانکه اگر فرشتگان و ملائکه از طغیان آن جلوگیری ننمایند، عالم غرق خواهد شد."
از جمله مراسمی که می توان در این زمینه، معرفی نمود، رسم "طشت گذاری" یا "طشت گردانی" است که منسوب به اردبیل، به طور خاص و مردم آذربایجان به طور عام میباشد. " در این آئین، طشت، نماد مشک سقای کربلا، نماد آب، نماد رود و نماد فراتی است که به روی حسین (ع) و یارانش بسته شد." در اردبیل، این رسم از 27 ماه ذیحجه آغاز می شود. در گذشته، این مراسم در روز اول با برگزاری در مسجد جامع، شروع می شد و از روزهای بعد، مساجد دیگر نیز به نوبت طشت گردانی می کردند. امروزه نیز این مراسم با اندک تغییراتی، در چندین روز با شور و حال خاصی در اماکن مخصوص (مثل حسینیه اوچدکان، مسجد جامع، مسجد اعظم و ...) برگزار می گردد. به این صورت که دسته هاى زنجيرزنى و سينه زنى با نوحهسرایی و نواختن طبل و شیپور و حمل عَلَم های عزاداری، به ياد تشنگان كربلا، مشكى را پر از آب كرده و آن را به همراه طشت هايى از جنس برنز يا مس كه به طور معمول بر دوش ريش سفيدان هر محله حمل مى شود، به مسجد می برند و بعد از طواف مسجد، طشت ها در جاى مخصوص خود قرار گرفته و با خواندن دعاى مخصوص طشتگذارى، پر از آب می شود. از اين طشت ها، بيشتر حاضران و عزاداران، مقداری آب به عنوان تبرك و جهت برآورده شدن حاجاتشان، برمیدارند.
در مواردی نیز ممکن است طشتها قبلا در خانهای که صاحب آن نذر کرده، قرار داشته باشد. که در این صورت دستههای عزادار به آن خانه رفته و پس از انجام عزاداری، طشتها را برداشته و به طرف مکان برگزاری مراسم به راه میافتند.
در فرهنگ عاشورا در توضیح بیشتر این سنت آمده: مراسم طشت گذاری، "مراسمی است سنتی که در عزاداری ایام عاشورا و عمدتا در شهرستان اردبیل برگزار میشود وطشتهای آب را که رمزی از "فرات" می باشد در مساجد و حسینیهها میآورند. این سنت به تاسی از اقدام سالار شهیدان و یادآور رفتار جوانمردانه امام حسین (ع) در مقابل سپاه حر می باشد که به روایتی آن حضرت ، در روز 27 ذیحجه، آب مشکها را در طشتها ریخته و تمام لشکر حُر و اسبان آنها را سیرابنمودند. "
و به نقل از مطبوعات می نویسد: «اینمراسم از سه روز مانده به محرم در مسجد جامع،مسجد اعظم و سپس در مساجد دیگراجرا میشود.طشتها را بالای سرها میگیرند و مسجد را دور میزنند،سپس در داخل آنهاآب میریزند.مردم دست به طشت و آب آن میزنند و این آئین، نوعی بیعت با امام حسین«ع» و حمایت از عباس«ع»است. مردم آب طشت ها را در شیشههایی برای شفا و تبرک برمیدارند."
منابع:
رضائی، مالک، "درآمد بر سنت عزاداری ماه محرم در اردبیل"، مجموعه مقالات نخستین همایش محرم و فرهنگ مردم ایران، پژوهشکده مردم شنای :1379
محراب بیگی، محمدعلی: "کربلا، فرهنگ مردم، آب"، مجموعه مقالات نخستین همایش محرم و فرهنگ مردم ایران، پژوهشکده مردم شنای :1379
"فرهنگ عاشورا": www.hawzah.net

شنبه نوزدهم خرداد 1386
میراث عاشورا××× نخل برداری در یزد
آداب و رسوم عزاداری محرم از جمله پدیدههای فرهنگی است که با حفظ عناصر اصلی، به زیور خلاقیتهای اجتماعی و فرهنگی و اقلیمی جوامع و مناطق مختلف آراسته شده و اگر چه دارای مضامین واحدی می باشد اما به تبع اختلافات اقلیمی و حوزههای فرهنگی، با نمودهای مختلفی، پا به عرصه ظهور گذاشته و بر جذابیت هر چه بیشتر خود ، دامنه می زند.
از جمله مراسم عزاداری که با وسعت زیادی، در نقاط مختلف ایران و با تاثیر از شرایط فرهنگی و اقلیمی خاص آن مناطق، به اجرا درمیآید، مراسم "نخلبرداری" و یا "نخل گردانی" است، که با "مفهوم تشییع پیکر مقدس سید الشهدا (ع) در روز عاشورا برپا میشود." و به گفته محمد ابوالفضلی که در خصوص این آئین مطالعاتی داشتهاند:" به نظر میرشد عمومیت این مراسم و شهرت نخل در سرتاسر ایران از سایر رسوم و نشانهها، بیشتر است و با توجه به مشاهدات و مطالعات، در اغلب نقاط ایران میتوان گفت که مردم اغلب نقاط ایران یا نخل دارند و یا آن را میشناسند"
و حتی وسعت حضور و اجرای این آئین، مرزهای ایران را درنوردیده و به وسعت جهان و فرهنگ مسلمانان شیعه برگزار می گردد. به عنوان مثال "در کشورهایی همچون جزائر کارائیب و یا در هندوستان به شکل "تعزیره" نمود می یابد. این وسیله تا حدودی شبیه نخل کشور ماست که آن را به زیباترین شکل تزئین می کنند و در شهرها می گردانند و مرم به دنبال آن به عزاداری می پردازند و نهایتا، در ظهر عاشورا این "تعزیر"ها را به دریا و رودخانه می اندازند و اعتقاد دارند زمانی که آنها بر اثر برخورد با آب متلاشی می شوند، روح امام حسین (ع) به آسمان صعود می کند."
ولی در کشور خودمان" اصلی ترین مراکز برگزاری این رسم باشکوه و پررمز و راز، عمدتا در شهرها و آبادیهای اطراف کویر مرکز ایران به چشم می خورد. یعنی از جنوب خراسان گرفته تا سمنان، دامغان، خمین، نواحی قم، کاشان، ابیانه، خور و بیابانک، زواره، اردستان، نائین و ...، و در بین این مناطق، بیشترین، گستردهترین و شاخصترین نخلها در استان یزد، متمرکز می باشد. به گونهای که می توان گفت، هیچ آبادی نیست که یک یا چند نخل امام حسین (ع) در آن یافت نشود. "
مراسم نخل برداری از ویژگیهای منحصر به فرد مراسم محرم و عزاداری در یزد محسوب می شود که با همکاری و همیاری گوناگون اهالی در تمام مراحل مراسم، از کمک مالی و تهیه چوب و دیگر وسایل آن گرفته تا کمک در تزئین و عَلَم کردن آن و حمل آن در روز عاشورا و ... برگزار می گردد. و جالب اینکه دربرخی موارد، زرتشتیان یزد نیز در ساختن نخلها، همیاری و همکاری دارند. آنها حضرت سیدالشهدا (ع) را همسر شهربانوی ایرانی دانسته و نسبت به وی احترام و ارادت خاصی قائل می باشند.
"در گذشته، مراسم اذین بندی و آماده کردن نخلها برای ایام عزاداری ماه محرم با یک فراخوان، بسیج همگانی اهل محل و یا آبادی صورت می گرفت. رسم سنتی بر این شکل بود که وقتی می خواستند نخلها را برای انجام مراسم محرم و عاشورای حسینی آماده کنند، چند روز پیش از فرارسیدن محرم، آئینهایی برای گردآوری کمکهای گوناگون از مردم انجام میشد. و مردم نیز از یک تکه ریسمان گرفته تا پارچههای الوان، چراغها، آئینهها، خنجرها، دشنهها،پیاله زنگولهها، سپرها، و دیگر زیورآلات را برای آذین بندی هرچه باشکوهتر نخل به میدانهای محل، تحویل می دادند."
همچنین، در یزد و حوالی آن، رسم بر این بوده و است که درختانی را وقف می کنند تا در زمان کهنسالی آن، ساقههایش صرف مرمت نخل کنند.
در خصوص ارائه تعریفی جامع و مانع از نخل[1]، باید گفت به دلیل تشابه نخل، حجله، چلچراغ عزا، محفّه[2] و تابوت محدوده معنایی نخل نامشخص می باشد ولی با این وجود، تعاریف مختلفی در معرفی نخل آمده است که در اینجا به برخی از آن اشاره می کنیم:
مطمئنا، نخل ، در وهله نخست، برای هر شنونده ای یادآور و تداعی کننده درخت خرما می باشد. "شاید مهمترین رواج این نام و رسم، این باشد که در روایات و اعتقادات مردم، پیکر مقدس امام حسین (ع)، بر روی شاخههای درخت خرما قرار گرفته و به محل دفن حمل شده است"
هرچند صاحبنظران دیگری همچون دکتر اسلامی ندوشن نخل را بی شباهت به درخت نخل دانسته و بر این عقیده می باشد که :" با آنکه نخل شباهتی بر درخت نخل خرما ندارد، آن را به نام این درخت مینامند. شاید به علت آنکه اصلش از جنوب غربی و بینالنهرین است. نخل شباهت بسیاری به درخت سرو دارد و سرو در فرهنگ عامه یعنی جاودانگی و رشادت و زندگی اخروی و آزادگی که یادآور روحیات و خصایص امام حسین (ع) است. همچنین این مراسم بازتابی است از "نقل" حکایت کربلا"
از تعاریف دیگر اینکه:"نخل، تابوت و یا نخل ماتم آرایشی است که بر تابوت مردگان سازند و درخت خرما " و "نخل در واقع حجله مانندی است که از چوب می سازند و با انواع شالهای ابریشمی و رنگارنگ و پارچههای قیمتی و آئینه و چراغ و گل و سبزه و .. می آرایند" و در فرهنگ نظام نخل را اینگونه معرفی می نماید:"نخل، تابوت بزرگ و بلندی است که بر آن خنجر و شمشیر و پارچه های قیمتی و چندین آئینه بسته شده و در روز عاشورا به عنوان تابوت امام حسین (ع) حرکت داده می شود و چون شبیه به درخت خرما ساخته می شود"
در کتاب محرم ندوشن، نخل بستن در ندوشن یزد، اینگونه به تصویر کشیده شده که :"نخل، یک سازه چوبی است که قسمت جلو و عقب آن از قطعات کوچک چوب به شکل نخلی بزرگ و شبکه، شبکه ساخته شده و وسط آن با چوب اسکلت بندی شده است. برای پایههای آن، چهار قطعه چوب به صورت عمودی در چهار طرف و برای بلند کردن آن چند قطعه چوب به صورت افقی تعبیه شده است. برای بستن آن، تعدادی از خدام حسینیه از صبح هشتم محرم دست به کار می شوند. آنها بر روی پارچه مشکی ودر جلو و عقب آن، خنجر، آیینههای بزرگ و نیز یک سازه چوبی به شکل سرو در جلو و عقب نصب می کنند. که این کار تا ظهر روز نهم محرم (تاسوعا) ادامه مییابد." و هر کدام از عناصر به کار برده شده در نخل را نمادی از یک حادثه و متعلق به شخص خاصی در حادثه کربلا دانسته و در توضیح آن می نویسد:
1- چوب نخل به عنوان جنازه سید الشهدا (ع)
2- سیاه پوش کردن، به عنوان پارچه سیاه روی جنازه
3- شمشیر و نیزهها به علامت تیر و نیزههای وارد شده بر بدن امام حسین (ع)
4- سرو نخل، به عنوان قد و قامت علی اکبر (ع)
5- آینه به عنوان نور وجود مبارک امام حسین (ع)
6- علمهایی که بر نخل بسته میشود به عنوان علمدار امام حسین (ع)
7- پارچههای زینتی که بر نخل می بندند به عنوان حجله حضرت قاسم (ع)
8- زنگهایی که قدیم می بستند به عنوان زنگ کاروان امام حسین (ع)
9- عزادارانی که نخل را برمی دارند به عنوان تشییع کنندگان
10-سرطوق بالای نخل به عنوان کاکُل علی اکبر (ع)
و اما "مراسم نخل بندی و نخل گردانی در یزد که در اصطلاح محلی بدان "نقل" نیز گفته میشود، بدین صورت است که چند روز پیش از شروع ماه محرم، "باباهای" (خادمان) میدان، شروع به تزئین و آذین بستن نخل می کنند. آذین بندی نخل حداقل یک هفته به طول می انجامد. در طول این مدت، باباهای میدان، زیورآلات و وسایل مربوط به تزئین نخل را از انبار، بیرون آورده و تمام روز را با پاهای برهنه به این امر می پردازند.بستن نخل نیاز به مهارت و سلیقه خاص دارد و خادمان میدان، شیوههای آن را از پدر و اجداد خود آموختهاند."
هرچند امروزه نخلهایی با این وسعت تزئین کمتر دیده می شود و فقط در حد سیاه پوش کردن و تزئینات ساده بسنده میشود. ولی باز، نخل بندی و نخل گردانی، آئینی با شکوه است که با عظمت خاصی در بین یزدیها برگزار می شود.
"نخلهای بزرگ، پس از تزئین، به چندین تُن وزن می رسد و معمولا برای بلند کردن و حرکت آن نیروی بسیاری لازم است. مثلا نخلهای میدان امیر چخماق[3] (معروف ترین و شاخصترین نخل یزد)، میدان امام تفت، میدان مهریز، هر یک به دهها نفر نیروی زورمند نیاز دارد. "
"در روز بلند کردن نخل، دهها تن از مردان محل، زیر پایههای نخل رفته، و آن را با عظمت تمام به حرکت در میاورند و چون جنازهای باشکوه، آن را از میان موج جمعیت عزاداران عبور می دهند. نخل گردانان معمولا با پاهای برهنه، نخل را تا مسیری حمل کرده و یا آن را چندبار دور حسینیه محل می چرخانند."
در خصوص حمل و گردانیدن نخلها، یکپارچگی و اتحاد خاصی حاکم می باشد که هر بینندهای را متحیر و مجذوب مینماید. و در آن نوعی تقسیم کار ، نظم و قانون وجود دارد که همه عزاداران تابع آن می باشند. در مقاله "جستاری درباره نخل و نخل برداری در یزد" در خصوص تقسیم کار و قوانین آن مطالب جالبی بدین قرار آمده که :"برای برداشتن نخل در آبادیهای مختلف، تقسیم کار جالبی وجود دارد که در برخی محلات این سنت هنوز به دقت انجام می شود. به گونهای که بلند کردن هر پایه نخل، مخصوص صنف، طایفه، یا اهل محل خاصی بوده و کسی حق سرپیچی از آن موازین را نداشته و معمولا این حق موروثی بوده است. مثلا در نصرآبادپیشکوه یزد، هنگام برداشتن نخل، هر پایه مخصوص صنفهای نجار، آهنگر، قصاب، دباغ، سرّاج، میرآب و کسان دیگر بوده" و امروزه نیز این رسم تاحدودی در این محله و همچنین میبد و تفت و برخی نقاط دیگر پابرجاست.
منابع:
1- پویا، سید عبدالعظیم: "جستاری درباره نخل و نخلبرداری در یزد"، مجموعه مقالات نخستین همایش محرم و فرهنگ مردم ایران" 1379
2- ابوالفضلی، محمد: "نخل گردانی در قمصر کاشان"، مجموعه مقالات نخستین همایش محرم و فرهنگ مردم ایران" 1379
3- حسینی، اکرم :"سیمای فرهنگی استان یزد"، با همکاری محمدرضا شجاع، اداره کل آمزش، انتشارات و تولیدات فرهنگی سازمان میراث فرهنگی کشور: 1382
4- قاسمی ندوشن، حمیدرضا (1380): " محرم ندوشن"، انتشارات مصباح
5- درهزارتوىفرهنگ مردم (درباره سيداحمد وكيليان(: برگرفته از سایت http://www.iran-newspaper.com)
6- نخل، برگرفته از سایت: «http://www.fa.wikipedia.org
7- فرهنگ عاشورا ، برگرفته از سایتwww.hawzah.net
[1] - از نامهای دیگر نخل، در مناطق مختلف، نخل محرم، نخل عزا، نخل تابوت، نخل ماتم و ... می باشد
[2] -نشانهای است مانندنخل. اما با سقف مدور که هم اکنون نیز در عزاداری برخی نقاط ایران مانند کاشان و یزد مورد استفاده است.
[3] - نخل تکیه امیرچقماق با ابعاد 8/5*8/5*8/5 متر، در ضلع شرقی میدان قرار دارد و یکی از بزرگترین نخلهای موجود در استان یزد است. این اثر، مجموعه مشبکی از چوبهای تراشیده شده با گره چینی ها و تیرهای بزرگ است که تقریبا به شکل درخت سرو (نماد آزادگی) ساخته شده است. این نخل از سال 1229 هـ. ق در میدان امیر چقماق قرار دارد. و از تاریخ دقیق ساخت آن اطلاعی در دست نیست.
* این مقاله در روزنامه آینده نو- شماره ۱۲۹-۱۲ بهمن ۱۳۸۶به چاپ رسیده است

شنبه نوزدهم خرداد 1386
نگاهی به غذاهای نذری در شمال شرقی کشور : گستردن سفره¬های نذری در میان خراسانی¬ها
از آداب و رسومی مذهبی که در بین ایرانیان، به مانند دیگر مسلمانان جهان، رواج بسیاری دارد، سنت پسندیده تهیه و توزیع غذاها و خوراکیهای نذری در بین فقرا و مردم می باشد؛كه در ایام خاص مذهبی، به مانند شب ضربت خوردن و شهادت امام علی (ع) ، شبهای قدر ماه رمضان، ایام میلاد و شهادت و همچنین به امامت و یا ولایت رسیدن پیامبران و امامان، و بخصوص در ایام ماه محرم و صفر (ده روز اول محرم، تاسوعا و عاشورا، سوم ، هفتم و چهلم شهادت سالار شهیدان) به اوج خود میرسد. این رسم به اشکال مختلف از یک لیوان شربت و چای گرفته تا بستههایی از خوراکی های مختلف و غذاهایی به مانند آش، خورشت و پلو (که قیمه عاشورا معروفترین آنهاست)، حلیم و شله زرد و ... و سفرههای نذری، به جهت ادای نذر و یا ثواب آن نمود می یابد. و همانگونه که گفته شد این نذورات، در ایام محرم ، بیشترین کثرت و تنوع را می یابد. در این ایام غذاها و خوراکی های بسیاری "با توجه به نوع نذر فرد و با هزينه يك و يا چند نفر و گاهي با هزينه عمومي، طي مراسم خاصي پخت و بين مردم تقسيم مي شود و گاهي فردي نيز نذر مي كند كه بخشي از مايحتاج غذا را مهيا سازد. "
در بین مردم خراسان، در ایام محرم و صفر علاوه بر مراسم های سوگواری مذهبی متنوع همچون مرثیه خوانی، سینه زنی، تعزیه خوانی، زنجیرزنی، علم و کتل کشی، نخل گردانی، مشعل گردانی، بیل زنی و ...، سفره های نذری مختلفی نیز مرسوم می باشد. از جمله متداولترین سفرهها و خوراکیهای نذری در بین خراسانیها می توان به آش ابودردا، آش اُماج -کُماج ،آش سرکوچه (بُلغورخیر) ، حلوای دوازده امام، دیگچه حضرت زهرا، سفره بی بی سه شنبه ، سفره حضرت ابولفضل، آش عباس علی ، سفره حضرت رقیه خاتون، سمنو، نخود مشکل گشا، نون و ماست گنبد خشتی اشاره نمود , که به نام ائمه و اطهار و شخصیتهای مقدس بوده و در تمامی ایام سال و همچنین در ایام محرم و صفر به جای آورده می شود.
آش ابودردا:
مردم خراسان، برای دفع بیماری از خانه و شفای بیمار خویش، آشی به نام "آش ابودردا " می پزند و بین فقرا تقسیم می کنند. این آش روز چهارشنبه آخر صفر پخته می شود. این آش از هفت رنگ آجیل (منظور هفت نوع بنش و حبوبات) گدایی شده از هفت خانه ای که شخصی به نام فاطمه در آن زندگی می کند و آرد و سبزی که از عطار یا سبزی فروش رو به قبله خریده شده باشد و... تهیه می شود.
اگر مریض شفا یافت، صاحب نذر باید تا آخر عمر همه ساله در روز چهارشنبه آخر ماه صفر، "آش ابودردا "تهیه و بین فقرا و آشنایان تقسیم کند.
دیگچه حضرت زهرا(س):
دیگچه حضرت زهرا (س) برای هر نذر و حاجتی مناسب است و سفره آن روز چهارشنبه آخر ماه صفر انداخته می شود.(غذایی شبیه شیربرنج از برنج و شیر و شکر و گلاب و روغن تهیه می شود.) اعتقاد بر این است که دیگچه حضرت زهرا را نباید آسمان ببیند و همچنین مرد و زن آبستن نباید از آن بخورد. ولی نوع دیگری از دیگچه هست که به دیگچه امیرالمومنین (ع) یا دیگچه زین العابدین بیمار معروف می باشد که دقیقا مثل این دیگچه است و مردها و زنان آبستن نیز می توانند از آن بخورند.
آش اُماج (یک نوع آش) کُماج (یک نوع نان):
آش اُماج کُماج یکی از غذاهای نذری است که از حیث مراسم، شباهت زیادی به سفره "بی بی سه شنبه "دارد و برای هر حاجتی از قبیل شفای بیمار، سلامت مسافر و ادای قرض به جا آورده می شود و زنان مخصوصا در مورد خلاصی شوهر و فرزند از زندان به این سفره متوسل می شوند. این سفره مخصوص ام البنین (ع)، مادر حضرت ابوالفضل (ع) می باشد و هرکس هم این سفره را نذر کند باید به نیت آن خاتون بزرگوار باشد.
این آش از آردی که از سه یا هفت خانه ای که فاطمه نامی در آن زندگی می کند، گرفته شده؛ به اضافه روغن، زعفران، ادویه،حبوبات و سایر مواردی که از عطار سرگذر خریداری شده، تهیه می شود.
این آش در اتاقی در بسته پخته می شود و اعتقاد بر آن است که نباید آن را، مردان و زنان حامله بخوردند، چرا که در غیر اینصورت، مردی که از آن بخورد به زندان خواهد افتاد و فرزند زن اگر پسر باشد، نیز روزی در زندان گرفتار می شود.
آش "سرکوچه" یا "بُلغور خیر" یا "آش راه خدا"
هرگاه در کوچه یا محله یا شهری وبا و طاعون شیوع پیدا کند یا خشکسالی باشد و باران نبارد و بقول عوام "بلا و سنگینی" بیاید و مرگ و میر زیاد شود، زنان محل نذر می کنند که برای رفع بلا و مصیبت آش "سر کوچه" یا "بلغور خیر" بپزند و در راه خدا بین فقرا و مستحقان تقسیم کنند. آش "سر کوچه" یا "بلغور خیر" در محل تهیه شده و همانجا بین فقرا و مردم تقسیم می گردد و مواد آن به طور مشارکتی توسط زنان محل تهیه می شود که شامل گندم، نخود، عدس، لپه، گوشت، پیاز، برگ چغندر، روغن، نمگ و هفت سر گوسفند می باشد و گاها رسم بر این است، مواد آن، از مردم، همسایگان و آشنایان گدایی می شود.
حلوای دوازده امام
هرگاه زنی سخت زا باشد و یازیاده از حد سقط جنین کند، در موقع وضع حمل او، عده ای از زنان مومنه دورش جمع می شوند و به نیت تسکین درد وی و آسان کردن رنج زادن بر او، حلوایی می پزند و خیرات میکنند که به نام "حلوی دوازده امام" معروف است. این حلوا در زمان وضع حمل مادر و زمانیکه به قول خودشان مقارن با چهار درد زائو است پخته می شود و پس از متولد شدن نوزاد با صلواتی از روی اجاق برداشته و پخش می گردد.
سفره "بی بی سه شنبه "یا سفره "بی بی حور" یا "بی بی نور"
می گویند که "بی بی حور" یا "بی بی نور" دو تن از دختران پیغمبر (ص) بوده اند و "بی بی سه شنبه "نیز یکی از زنان مقدس و نیکوکار و معاصر با آنها بوده است. وجه تسمیه "بی بی سه شنبه "در آنجاست که این زن مقدس، در روز سه شنبه بدنیا آمده و روز سه شنبه ازدواج کرده و روز سه شنبه هم فوت نموده است و به همین جهت نام او را "بی بی سه شنبه "گذاشته اند.
در خراسان، زنها یک نوع آش نذری بنام آش "بی بی سه شنبه "یا آش ”بی بی حور" و "بی بی نور" می پزند که خیلی معروف است و گویا در تمام ایران هم پختن آن مرسوم است. سفره این آش را برای هر حاجتی می توان به جای آورد و جمله افراد را عقیده بر این است که این سفره موثرترین نذرهاست. زیرا معتقدند در ضمن انجام مراسم نذر، زنان مقدسی که سفره بنام آنها می باشد نصف شب میآیند و اثر انگشت خود را روی غذای نذری می گذارند و بدین طریق به صاحب نذر می فهمانند که نذرش قبول و حاجتش برآورده خواهد شد و کمتر دیده شده است که کسی با خلوص عقیده و نیت پاک این سفره را بیندازد و حاجتش برآورده نشود. زمان برپایی این سفره همه ماهها به غیر ماههای صفر و محرم می باشد.
طرز انداختن این سفره بدین طریق است که شب سه شنبه مقارن غروب آفتاب، سفره تمیزی در اتاق خلوتی پهن کرده و اشیاء ذیل را در سفره می گذارند: مقداری آرد الک کرده (آرد ماشور کرده) برای پختن آش، یک نعلبکی شکر یا خاکه قند، یک نعلبکی نمک سائیده، یک بشقاب نخود و کشمش، یک سورمه دان، یک استکان سرکه، یک جانماز تمیز با مهر و تسبیح، یک آینه، یک جلد کلام الله مجید، حبوبات و ... و سپس در اتاق را قفل می کنند، به امید اینکه شب بی بی بیاید و با انگشت زدن روی آرد و نمک خبر برآورده شدن حاجت صاحب نذر را بیاورد.
در این سفره نیز، حضور مردان و زنان باردارد (چون ممکن است فرزندش پسر باشد) بکلی ممنوع است. و می گویند اگر مردی در برگزاری آن حاضر شود، دیر یا زود کور می شود.
سفره حضرت ابولفضل (ع)
این سفره برای برآمدن هرگونه حاجتی از قبیل شفای بیمار، سلامت مسافر، پیدا شدن مال مسرقه، خلاص شدن از یک گرفتاری و بطور کلی رفع هرگونه خطر و بلا، موثر و مفید است. کسی که حاجت داشته باشد ابتدا نیت کرده و و میگوید اگر حاجتش برآورده شود یک سفره ابوالفضل می اندازد، و وقتی به حاجت خود رسید، باید هرچه زودتر به نذر خود عمل کند. آش رشته، شله زرد، کاچی، حلوا، نان، پنیر و سبزی، و مقداری میوه از قبیل خربزه و هندوانه و سیب و گلابی و نار و انگور و مقداری آجیل دوازده رنگ (کشمش، مغز بادام، گردو، فندق، پسته، نخودچی، تخم کدو، تخم هندوانه، توت خشک، انجیر، نقل و خرما)، یک بشقاب ستاره پلو (عدس پلو)، و دو بشقاب آرد، شمع،5 یا 12 مشعلی دست ساخت ( به نیت 5 تن آل عبا، 12 امام) که از پنبه آغشته به روغن غذا در که نهایتا در سفره ای سفید چیده می شوند، از عمومی ترین و مهمترین عناصر و خوراکی های این سفره می باشد.
در قوچان و برخی روستاها و مناطق اطراف خراسان این سفره با تفاوت هایی با نام آش عباس علی (حضرت ابولفضل) نذر و ادا می شود. و آن را برای برآوردن حاجتی بزرگ و یا دردی درمان ناپذیر در نظر می گیرند.
سفره حضرت رقیه خاتون:
سفره حضرت رقیه از سفره های بسیار مجرب است و به عقیده عوام برای نذر و حاجتی از قبیل شفای بیمار و صحت مسافر و خانه خریدن و زیارت رفتن موثر می باشد.این سفره معمولا در اماکن متبرکه انداخته می شود. صاحب نذر میتواند سفره را در خانه شخصی خود نیز بیندازد. مشروط بر آنکه خانه او بسیار پاک و مطهر باشد. این سفره، سفره ساده ای است که با مواردی مانند خرما و نان و شمع و کاه (به نماد عزاداری بر سر حاضرین پخش می شود) در مقدار بسیار کم ادا می گردد. این سفره، در سه نوبت و در شبهای جمعه به جای آورده می شود، که دو نوبت نخست آن، ادا می گردد و سومی گرو نگه داشته می شود تا موقعی که حاجت برآورده شود.
سمنو:
سمنو غذای باستانی و ملی است که در اکثر نقاط ایران و همچنین خراسان علاوه بر تهیه آن در ایام عید نوروز، بجهت نذر و برآوردن حاجت نیز پخته می َشود. هرگاه بقصد برآمدن حاجات تهیه شود عموما آن را به نام حضرت فاطمه زهرا (ع)، نذر و تقسیم می کنند و به عقیده عوام برای هرگونه حاجتی موثر و مفید است.
از نکات مهمی که درباره سمنو باید دانست و رعایت آن مخصوصا برای مردان واجب و لازم است، آن است که مردان و پسران بالغ، حق ندارند در سر دیگ سمنو حاضر شوند.
نخود مشکل گشا:
نخود مشکل گشا یا آجیل مشکل گشا یکی از نذرهای بسیار رایج خراسان است و به عقیده عوام برای هر حاجتی سودمند و موثر می باشد. این نذر تقریبا در تمام شهرها و دهات ایران مرسوم و معمول است و چون خرج و زحمت آن کمتر از سایر نذرهاست، عامه مردم به خصوص طبقه کم بضاعت و متوسط جامعه بیش از هر نذر دیگری به آن متوسل می شوند.
کسی که در تنگنای حوادث گرفتار آمده و یا دچار زحمت و مشکلی شده باشد، نذر و نیت می کند که هرگاه از بد حادثه رهایی یافت و یا گره از کارش گشوده شود همه عمر، هر ماه یا هر هفته یک بار ( به میزان "سه سکه" رایج کشور) نخود مشکل گشا یا آجیل مشکل گشا (متشکل از نخود، پسته،بادام، فندق، کشمش،خرما، توت خشک، انجیر و تخمه و ...) خریده و پس از انجام مراسم لازم، آنرا بین مردم تقسیم کند.
نون و ماست گنبد خشتی:
در مشهد مقبره ای وجود دارد با نام گنبد خشتی، که معروف است مرقد شاهزاده ابراهیم، برادر حضرت رضا (ع) در آنجا می باشد . افراد به جهت تقدس این شخص و مکان، برای برآمدن حاجت خود به آنجا می روند و درکنار قبر شاهزاده ابراهیم (یا شاهزاده محمد) ایستاده، نیت می کنند که اگر نذرشان برآورده شود نان و ماستی تهیه و در کنار مقبره، بین فقرا و حاضریان تقسیم میکنند. بعد یک عدد سنجاق قفلی از گوشه چارقد خود باز کرده و به پوشش روی قبر می زنند و هرگاه حاجتشان برآورده شد در گنبد خشتی در حضور فراش یا متولی آنجا، نان و ماست نذری بین فقرا تقسیم می کنند
منابع:
عقاید و رسوم مردم خراسان : ابراهیم شکور زاد، چاپ دوم، انتشارات سروش: 1363
پخت آش و غذای نذری ، برگرفته از سایت http://www.yazd-news.com


