تبليغاتX
::کهن آئین های ایرانی در بوته فراموشی:: - جايگاه‌ زايش ‌در ‌فرهنگ‌ عامه‌ مردم‌ ايران‌

شنبه بیست و سوم شهریور 1387

جايگاه‌ زايش ‌در ‌فرهنگ‌ عامه‌ مردم‌ ايران‌

                 

                مراسم‌هاي قرآن اندازون شيرازي‌ها و يدي گئجه آذربايجانيان

 
به دنيا آوردن بچه و زايش در بيشتر اديان و فرهنگ‌ها، بخصوص در جوامع سنتي و روستايي، از چنان اهميت و جايگاهي برخوردار است كه بي‌شك مراسم و اعتقادات گسترده‌اي، چه در زمان بارداري، چه در زمان زايمان و حتي پس از آن را در پي دارد و در هر منطقه‌اي از ايران كه پاي مي‌گذاريم به مراسم و آداب و رسوم متنوعي در خصوص اين دوران گذار برمي‌خوريم كه همگي در مطالعات فرهنگ عامه حائز اهميت هستند.

از ميان تمامي اين رسوم‌، 2 رسم لول اندازون يا قرآن اندازون مردم شيراز و رسم يدي گئجه (هفت شب) آذربايجانيان مورد توجه اين نوشتار است.

مراسم قرآن اندازون/ لول اندازون:

ميان شيرازي‌ها علاوه بر  ويارانه و  سيسموني برون كه در بيشتر نقاط ايران مرسوم مي‌باشد، رسمي وجود دارد كه مي‌گويند در بسياري از مناطق و شهرهاي استان فارس با كمي تفاوت، امروزه نيز همچنان برگزار مي‌شود. هر مادري كه منتظر به دنيا آمدن فرزندي است، با اين رسم آشنايي دارند و از آن به قرآن اندازون يا لول اندازون ياد مي‌كند و معمولا در5  4 ماهگي بارداري، يعني زماني كه جنين وجود خود را با تكان خوردن در شكم مادر اعلام مي‌كند، (به قول شيرازي‌ها وقتي جنين لول‌ميندازه) برگزار مي‌شود. بدين شكل كه خانواده مادر با تهيه گردن آويزي مخصوص از جنس طلا و مزين به نام خدا، آيه وان يكاد و ديگر آيات خاص قرآني (به منظور دفع چشم زخم و محافظت از مادر و فرزند) و هدايايي همچون چادررنگي، لباس (ترجيحا سبزرنگ)، ميوه، شيريني و  به همراهي عده‌اي از دوستان و آشنايان به خانه زن باردار مي‌روند. اين هدايا با تزيين خاصي همراه است. بدين‌شكل كه گردنبند را در سبدي  پر از بادام و شيريني  قرار مي‌دهند كه پس از آويختن گردنبند بر گردن مادر، بادام و شيريني‌ها را در ميان ميهمانان پخش مي‌كند و عده‌اي نيز به تبرك، آن را به خانه مي‌برند يا مقداري از آن را به نيت بچه‌دار شدن، به زني كه بچه‌دار نمي‌شود، مي‌دهند.

گردن‌آويز طي مراسم ختم انعام، دعا و آرزوي سلامت براي مادر و نوزاد، به گردن‌مادر آويزان مي‌شود و  وي در تمامي مدت بارداري، زايمان و حتي تا مدت‌ها پس از زايمان نيز ‌آن را به همراه دارد و  اين گردن‌آويز در ميان اين مردم‌، همواره مقدس و حافظ مادر و نوزاد تلقي مي‌شود و بودن آن در گردن هر زني نشان از باردار بودن اوست.
نكته ديگر اين‌كه‌، قرآن ترجيحا توسط فردي مذهبي يا بزرگ فاميل كه داراي خصايص حسنه باشد، بر گردن مادر آويخته مي‌شود. آنان معتقدند اگر فرد صبوري اين كار را انجام دهد، كودك نيز اين خصلت حسنه را خواهد داشت؛ البته اين اعتقاد در مورد كسي كه براي اولين بار نوزاد را در گهواره مي‌گذارد نيز صدق مي‌كند.

وجه تسميه اين رسم به نام لول اندازون  از آن جهت است كه در زمان‌هاي گذشته گردن آويزي كه براي اين كار استفاده مي‌شده، به شكل لوله‌اي استوانه‌اي بوده، اما در حال حاضر شكل‌هاي ديگر اين گردن آويز نيز مرسوم است و برخي از اينها به شكل كعبه‌، كتاب قرآن، يا صندوقچه‌اي به شكل قاب قرآن  است كه در آن  نوشته‌اي  از آيات قرآن  قرار مي‌دهند.

 

مراسم يدي گئجه (هفت شب) آذربايجانيان‌

 از جمله مراسمي كه در هفتمين شب تولد نوزاد در ميان آذربايجانيان اجرا مي‌شود‌، مراسم يدي گئجه است؛ البته اين رسم نيز مانند بسياري از رسم‌هاي ديگر‌، بيشتر متعلق به گذشته است و امروزه اگر هم برگزار شود كاملا به شكل نمادين خواهد بود. در خصوص اين شب و مراسمي كه در آن برگزار مي‌شود، دلايل و اعتقاداتي وجود دارد. از جمله اين‌كه كودك 6 روز پرمخاطره اول زندگي را به سلامت پشت سر گذاشته و برخي ديگر نيز بر اين اعتقادند كه چون تنها ماندن زائو و نوزاد در اين شب خطرناك است، در كنارشان مي‌مانند و آنها را ياري مي‌دهند تا  اين شب را به دور از خطرهاي خاص، به شادي و خوشي سپري كنند. علاوه بر آن، به نظر مي‌رسد خوش‌يمني و تقدس عدد 7 نيز در خصوص انتخاب اين روز براي برگزاري اين مراسم، بي‌تاثير نيست.

يدي گئجه  در گذشته، اين‌گونه شروع مي‌شد كه نزديك غروب، دور تا دور رختخواب مادر و نوزاد را با ريسماني سياه‌رنگ كه از موي بز تهيه مي‌شد، حصار مي‌كشيدند. اين كار و همچنين قرار دادن كاسه مسي،  چاقو و ارسين كه از همان روز اول بالاي سر مادر قرار مي‌دادند‌، به اين دليل بود كه اعتقاد داشتند اگر چنين كنند، مادر و فرزند از شر و تاثيرات سوء جن كه معروف‌ترين آن، جن آل است و در اصطلاح محلي به آن  آل آروادي مي‌گويند، در امان مي‌مانند و آن طناب حصاري مي‌شود تا جن‌‌ها، ناراحتي‌ها و بيماري‌ها نتوانند به مادر و فرزند نزديك شوند. معمولا در كنار كاسه مسي و چاقو، تكه ناني نيز به يمن بركت و روزي نوزاد، قرار مي‌دادند.

كار بعدي، شستشوي نوزاد و پوشاندن لباس تميز و نو بر تن‌اش بود؛  البته بايد گفت معمولا در اين روز نوزاد را غسل مولود نمي‌دادند، زيرا اعتقاد داشتند اگر كودك بدون غسل‌ بماند، هيچ آسيب و بيماري‌اي به او نمي‌رسد و اگر كسي احتمالا همراه خود، دعا يا پارچه زردرنگ داشته باشد اثر سوء خود را نسبت به نوزاد از دست مي‌دهد و كودك مريض نمي‌شود.  نوزاد را در چهلمين روز  تولد، غسل مولود مي‌دادند و معمولا ناخن‌هايش را نيز در اين روز مي‌چيدند و رسم بر اين  بود كه دايي بچه  با گذاشتن سكه‌اي در كف دست نوزاد، ناخن‌هاي او را مي‌گرفت.

به دنبال اين كار، به ابروان و چشمان نوزاد سرمه مي‌كشيدند و 7 سنجاق بر لباس او مي‌زدند. اين كارها را معمولا ماما (قابله نوزاد) انجام مي‌داد كه در زبان محلي به او ماماننه مي‌گفتند. اين شخص از احترام و جايگاه بالايي ميان خانواده‌ها برخوردار بود؛ چرا كه به مادر كمك مي‌كرد نوزاد خود را به دنيا بياورد و به دليل تجربه‌اي كه در اين زمينه داشت، كارهاي نوزاد را در روزهاي اوليه انجام مي‌داد و مراقبت مادر و نوزاد را 10 روز به عهده مي‌گرفت. مثلا 3 روز، در 3 وعده، غذايي مقوي از كره و شكر تهيه مي‌كرد و به نوزاد مي‌داد  و غذاي مخصوص كاچي براي مادر مي‌پخت و تا روز دهم نيز به صورت تمام‌وقت كنار نوزاد و مادر مي‌ماند. معمولا بعد از 10 روز كار وي تمام مي‌شد و طبق رسم  علاوه بر دستمزد، صابون، خلعت و كله‌قند نيز به وي هديه مي‌دادند. در مورد صابون، مردم اعتقاد داشتند اگر صاحب نوزاد به ماماننه صابون ندهد، در روز قيامت با دستاني خونين در مقابل صاحب‌ نوزاد ظاهر مي‌شود.

احترام ماماننه در گذشته‌ به قدري بوده كه اختيار پيشنهاد و حتي گاهي انتخاب نام نوزاد را داشت.

در  اين رسم، اقوام نزديك براي شام دعوت مي‌شدند و پس از شام، زن‌ها كنار مادر و نوزاد مي‌ماندند و مردها به اتاق ديگري مي‌رفتند، چراكه اين مراسم، مراسمي زنانه بوده و مردها در آن شركت چنداني نداشتند.

براي مراسم پس از شام، همسايگان و اقوام ديگر، به منظور تبريك گفتن و شركت در جشن به خانه آنها مي‌آمدند. هركس در آن روز خوراكي‌اي با خود به همراه مي‌آورد و هديه اصلي را روز دهم كه مصادف با حمام بردن، غسل دادن مادر و گاهي نامگذاري نوزاد بوده،  مي‌دادند.

در اين شب، معمولا از غروب به بعد، نوزاد را روي زمين نمي‌گذاشتند و او را در آغوش ‌داشتند. هريك از افراد حاضر در مجلس و بخصوص ماما‌ننه  كودك را در آغوش مي‌گرفتند، روي او را مي‌بوسيدند و برايش آرزوي سلامت و خوشبختي مي‌كردند.

در اين مراسم، خوراكي‌هايي كه مهمانان با خود مي‌آوردند به همراه تنقلاتي كه صاحبخانه، خود تهيه مي‌كرد با هم مخلوط كرده و همراه شيريني، ميوه و چاي از ميهمانان پذيرايي مي‌كردند. (اين تنقلات معمولا عبارت بودند از گندم، بزرك و نخود بوداده، كشمش و توت و...)

آخر شب، مراسم به پايان مي‌رسيد و ميهمانان به خانه‌شان بازمي‌گشتند و فقط مادربزرگ‌ها و ماماننه شب را با مادر و نوزادش سپري مي‌كردند و بدين شكل هفتمين شب تولد نوزاد با همراهي دوستان و اقوام، به خوشي سپري مي‌شد.

 

  

نوشته شده توسط آ...م...ی...ن...حسن زاده در 16:14 |  لینک ثابت   •