تبليغاتX
::کهن آئین های ایرانی در بوته فراموشی:: - ردپای عدد د"هفت" در آثار فولکلوریک صادق هدایت

دوشنبه بیست و چهارم دی 1386

ردپای عدد د"هفت" در آثار فولکلوریک صادق هدایت

 
 
                                                     
 
                                               
بدون شك صادق هدايت از نخستين نويسندگان و پژوهشگراني است كه با فرهنگ عاميانه مردم ايران برخورد بسيار جدي و علمي داشته است. وي كار فرهنگ عوام ايران را با جديت خاصي تعقيب مي‌كرد. براي اطلاع از اين فرهنگ بسيار غني پراكنده به تمام دوستان و آشنايان و هر مجمع و محفلي كه دسترسي داشت سپرده بود هرچه از اين مقوله مي‌دانند يا در دسترس دارند براي او ارسال كنند. در اين زمينه در مورد داستان‌هاي محلي و عاميانه و افسانه‌هاي تخيلي، ترانه‌هاي محلي از هر نوع و با هر لهجه محلي، امثال و ضرب‌المثل‌ها، اعتقادات خرافاتي و محلي و مذهبي و سنتي و غيره تاكيد بسيار داشت.

اوسانه (1310) بيشتر موضوع ترانه‌ها مطرح هستند. شايد اين نخستين اثر از يك نويسنده محقق است كه ترانه‌هاي عاميانه ايران را چنين دقيق تجزيه و تحليل كرده در اين زمينه تا عمق نژاد آريايي و اسناد مذهبي ترسائيان و كليساي مسيحي پيشرفته است

نيرنگستان (1312) در اين كتاب مجموعه‌اي از اعتقادات، خرافات، باورهاي مذهبي، سنت‌ها و امثالهم آمده و در هر مورد توضيحاتي داده شده است. در كتاب نيرنگستان پانويس‌ها تصوير شفاف و روشني است از مطالعه هدايت درباره ريشه فرهنگ عاميانه مردم ايران و اشاره به نوشتارهاي گذشتگان چه در ايران و چه درخارج از ايران.

هدف این بخش، بررسي و جستجوي  عدد هفت در مجموعه آثار فولكلوريك صادق‌هدايت مي‌باشد. صادق‌هدايت به عنوان يكي از نخستين نويسندگان و پژوهشگراني است كه با فرهنگ عاميانه مردم ايران برخورد بسيار جدي و علمي داشته و مجموعه نفيس و غني در اين زمينه به يادگار گذاشته است؛ اثاري كه به نظر مي‌رسد با دنبال نمودن رد پاي عدد هفت در لابلاي آداب و رسوم‌، قصه‌ها و افسانه‌ها، ترانه‌ و متل‌ها، امثال و اصطلاحات محلي و ... جمع‌آوري شده در آن، مي‌توان، نمونه‌هاي متعدد و ارزنده‌اي در خصوص جايگاه اين عدد سحرآميز و مقدس در فرهنگ مردم  ايران يافت و ارائه نمود.

صادق هدايت خود در بخشي از كتاب نيرنگستان درخصوص عدد هفت اينچنين مي‌نويسيد: « عدد هفت داراي خاصيت و اعتبار بخصوصي است ودر همه افسانه‌ها و قصه‌هاي قديمي به آن برمي‌خوريم. در قصه‌ها هفت‌ كفش آهني و هفت اعضاي آهني، هفت آسمان، هفت روز هفته، هفت گنبد بهرام، هفت خوان رستم، هفت سين، هفت دختران، هفت اختران، هفت كشور و غيره»

 

 

1-  نيرنگستان

 

1-1- آداب و تشريفات زناشويي

-  تشريفات و اعتقاد مربوط به روز عقد: ساويدن هفت جواهر در هاون/ جوشاندن دو تخم‌مرغ در هفت ادويه به نيت اولاد/ دوختن زبان مادر شوهر و خواهر شوهر با نخ هفت رنگ در بالاي سر عروس/ «هفت جواهر و جيوه براي سفيدبختي است».

 

2-1- زن آبستن:

- فوت كردن هفت مبين ياسين به قفل بسته شده به كمر زن آبستني كه لك ديده يا خطري متوجه او شده باشد.

 

3-1- بچه:

- انعام گرفتن ماما براي چيدن بندناف بچه در روز هفتم تولد

- منتقل كردن بچه توسط زائو به گهواره در شب هفتم تولد

- «كسي كه هفت دختر داشته باشد اگر پسر پيدا بكند بدشگون است»

- «در آذربايجان وقتي در خانواده‌اي اولاد دختر زياد است اسم هفتمي آنها را «قزبس» يعني دختربس است مي‌گذارند تا پشت او اولاد پسر پيدا بكنند.»

- «و چون تيغ برهنه پيش كودك هفت روزه بنهند آن كودك دلاور برآيد.»

- «در رشت معمول است كه پوست ختنه را به شاخ درخت انار سيخ مي‌كنند و تا هفت روز بالاي سر بچه‌اي كه ختنه شده مي‌گذارند.»

 

4-1- اعتقادات و تشريفات گوناگون

- «سه روز و يا هفت روز بعد از حركت مسافر، «آش پشت‌پا» كه آش رشته است مي‌پزند.»

 - «براي بند آمدن رگبار هفت كچل زنده را اسم برده يك نخ را به اسم هر كدام يك گره مي‌زنند و رو به قبله در حياط آويزان مي‌كنند و …»

- «براي گرفتن مهره مار وقتي كه مارها جفت مي‌شوند كسي كه داوطلب گرفتن مهره است بايد تنبان آبي پايش باشد، به محض ديدن مارها تنبان خود را كنده، روي آنها بيندازد و آن‌قدر بدود تا از روي هفت جوي آب بگذرد، …»

 

5-1- آداب ناخوشي‌ها

- «هرگاه مرض كسي به طول انجامد يك نفر زن كه شوهر داشته باشد هفت خانه را در نظر مي‌گيرد كه اسم زن يا دختري كه در آن خانه باشد فاطمه باشد و …».

 

6-1- براي برآمدن حاجت‌ها

- در سفره سبزه كرماني‌ها آنچه كه در هفت سين است وجود دارد.

- «براي برآمدن حاجت‌ها و دفع بلاها ماهي يك بار تا هفت مرتبه آجيل مشگل‌‌گشا بايد گرفت و قصه‌اش را هم نقل كرد… آجيل مشگل‌كشا هفت است: خرما، پسته، فندوق، مغزبادام، نخودچي، كشمش، توت‌خشكه، كه بايد ميان هفت نفر تقسيم كرد.»

- «سفره حضرت فاطمه زهرا-  … براي دفعه اول بايد مقدار هفت سير و نيم آرد خالص پاك را در كيسه سبز كرده به چفت در اطاق بياويزند تا صاحب نذر از زير آرد رد شود…»

 

7-1- مرگ

- «هفت قدم دنبال تابوت بروند ثواب دارد.»

- «براي ثواب، هر مردي كه تابوت را مي‌بيند خوب است زير آن برود هفت قدم، آن را بدوش ببرد ويا اينكه درصورتي كه از جهت مخالف مي‌رود، برگردد و هفت قدم از راه سير تابوت بردارد.

- «بچه كه كمتراز هفت سال دارد اگر بميرد مي‌رود به بهشت»

- «مرده را كه چال كردندهفت قدم دور مي‌شوند دوباره برمي‌گردند. چون كه چشم به راه است.»

 

8-1-       ساعت، وقت، زمان

- «اگر كسي در خانه‌اي باشد كه يك نفر در آنجا بميرد و شب را در آنجا بماند بايد هفت شب متوالي در آنجا باشد.»

- «معروف است كه يوسف شب در آينه نگاه كرده بود به اين جهت هفت سال در زندان بود.»

 

9-1- چند اصطلاح و مثل

- «هفت قرآن در ميان»

- «در هفت آسمان يك ستاره ندارد»

 

10-1- چيزها و خاصيت آنها

- «…هفت مهره و … براي دفع چشم‌زخم همراه بچه كنند خوب است.»

 

11-1- خزندگان و گزندگان

- «مار كه دنبال كسي بكند بايد آنكس از هفت جوي آب بگذرد»

 

12-1- پرندگان و ماكيان

- «بلبل در سال هفت بچه ميگذارد يكي از آن‌ها بلبل مي‌شود و باقي ديگر سسك مي‌شوند.»

 

13-1- دام و دد

- «سگ هفت جان دارد.»

 

14-1- بعضي از جشن‌هاي باستان

- «مهرگان: … كساني كه در اين روز نخست نزد پادشاهان جم آمدندي موبدان بودندي و هفت‌خوان را كه شكر ترنج، سيب و بهي و انار و عناب و انگور سپيد و كنار در آن بودي با خود آورندي …»

 

- «شب‌چهارشنبه، بته خشك و يا گون بيان در هفت كپه و يا سه كپه روي زمين آشت مي‌زنند …»

«…شب اول سال بايد چند ساعت به تحويل مانده سفره هفت‌سين پهن مي‌كنند.»

- «بالاي سفره هفت‌سين يك آيئينه مي‌گذارند …در موقع تحويل سال همه اهل خانه بايد سر هفت ‌سين باشند …موقع تحويل سر هفتسين يك انگشت ماست مي‌خورند… شمعي كه به نيت سلامتي در - - - - هفت‌سين روشن است بايد تا آخرش بسوزد…»

 

- «سفره خواجه خضر- با تشريفات هفتسين است…»

 

15-1- جاها و چيزهاي معروف

- «گرز رستم- مي‌گويند كه رستم وقتي به تهران آمد از بي‌پولي مجبور شد گرز خودش را به هفتصد دينار گرو گذاشت و نان خريد …»

 

- «افسانه هفتواد- نزديك شهر كرمان قلعه‌اي است معروف به قلعه هفتدختران و مي‌گويند كه در زمان اردشير بابكان، شخصي در آنجا بوده كه هفتدختر داشته…»

 

16-1- افسانه‌هاي عاميانه

- «ياجوج و ماجوج- … اين نژاد اسباب اغتشاش دنيا شد، اسكندر ذالقرنين سد محكمي جلو آنها بست تا نتوانند خارج بشوند. اين سد از هفت جوش است. عرض ديوار هفتهزار سال راه است…»

 

- «جابلقا و جابلسا- … مطابق «سودگرنسك» كيكاوس هفت مكان ساخت. يك از طلا دو تا از نقره دوتا از پولاد و دو تا از بلور و در اين دژ ديوان مازندران را حبس كرد تا به اين وسيله از شرارت آنها جلوگيري بنمايد. اين هفت كوشك، افسون شده بوده‌اند …»

 

- «گنك‌دژ- … اين قلعه هميشه بهار، روي سر ديوان ساخته شده ولي كيخسرو آنرا بروي زمين استوار كرد و در آنجا هفت ديوار ساخت، يكي از طلا، يكي از نقره، پولاد، برنج، آهن، بلور و سنگ‌هاي گران‌بها و در آنجا جاده‌هايي دارد كه هفت‌صد فرسنگ درازي آن است … در قلعه 14 كوه است كه هفت رودخانه از آن مي‌گذرد … مسافت درها به هم هفت‌صد فرسنگ مي‌باشد…»

 

- «اژدها: گنج قارون كه هفتخم خسروي بود…»

 

- «سيمرغ: …يك سيمرغ اهريمني هم وجود دارد كه اسفنديار در يكي از هفت‌خوان خودش او را به نيرنگ كشت.»

 

17-1-: گوناگون

- «بعد از آن كه پوست ختنه را جدا كردند آن را نخ مي‌كشند و به گردن بچه مي‌آويزند و پس از هفت  روز آنرا جلوي خروس مي‌اندازند.»

 

 

2- اوسانه

 

1-2- متل‌هاي فارسي

- «سنگ صبور: …باز رفت توي اطاق‌ها سركرد، هفتا اطاق تودرتو را گشت… آن وقت شو به اطاق هفتمي كه رسيد، درش را باز كرد… جوانه فرمان داد هفت شبانه‌روز شهر را آزين بستند و دختر كوليه را گرفت… بعد داد هفت شبان و روز شهر را چراغاني كردند و آيين بستند و فاطمه را عروسي كرد و به خوشي و شادي با هم مشغول زندگي شدند.»

 

2-2- دانش عوام

- علم توده راجع به اشياء و موجودات: هفت طبقه آسمان و زمين (توي هفت آسمان يك ستاره ندارم!)

 

- ساختمان انسان: هفت اندام (دو دست و دو پا، سر و شكم و آلت تناسلي)

 

- جادوگري عوام:، در جستجوي قدرت (تفائل خانوادگي براي گشايش كار و درمان بيماري‌ها):
 « نزله بندي (به وسيله ني و ابريشم هفترنگ»

 

- دعاها و افسون‌ها: اشيايي كه براي حمايت با خود دارند: نظر قرباني، ببين و بترك، هفت مهره، چشم بابا‌قوري و …

- «جشن‌ها و افسون‌هاي كشاورزي: افسون‌گاه شماري- جشن‌ها و مراسمي كه در موقع معين سال و يا زندگي روستايي انجام مي‌گيرد. روز اول سال (تبريك عيدي، سفره هفتسين) …»

 

3-2- زندگي اجتماعي

- خويشي و زناشويي: زن- هفت‌قلم آرايش

 

- مرگ: مراسم شب هفت


3-     آثار چاپ نشده[1] (فرهنگ عاميانه مردم ايران)

 

1-3-قصه‌ها و افسانه‌ها

- «شمعدان نقره، شمعدان طلا: … پسر پادشاه وقتي كه به حد بلوغ رسيد پدرش هفت شبانه‌روز عروسي گرفت… از برادر خودش خواهش كرد كه دختر كوچيكه كه را به پسرش بده چون از همه زيرك‌تر و قشنگ‌تر بود و پدر قبول كرد و هفت شبانه‌روز براي او عروسي گرفت و دختر را با يك جلال و شكوهي آوردند به منزل…و از خوبي و متانت طبع او خجل شده و از او عذرخواهي كرد و هفتشبانه و هفتروز عروسي كردند و شهر آينه‌بندان كردند و …».

 

- « قصه تنبل‌ قلي‌آقا و شرح زندگي او: … از پادشاه تقاضا كرد كه او را بدهند به او و پادشاه گفته دختر را رد نكرد. هفت شبانه‌روز براي او مجلس جشن درست كردند و آنها عروسي نمودند. پادشاه چون پير شده بود داماد خودش را به تخت سلطنت نشاند و آقاي تنبلي قلي شد پادشاه و پادشاه هم شد نايب‌السلطنه و دختر پادشاه شد ملكه. باز هفتشبانه روز جشن گرفتند و آتش بازي كردند و …».

 

- «قوطي‌ بزن و برقص: … دختره (زنش) را صدا كرد و گفت: «اي حرامزاده مادر به خطا، بالاخره كار خودت را كردي. حالا ديگر مرا پيدا نخواهي كرد مگر هفتتا عصاي آهني و هفت تا كفش آهني و هفتتا جعبه قندرون آهني بايد تهيه كني و به راه بيفتي كه هر وقت اينها پاره شد آن‌وقت مرا خواهي پيدا كرد… رفت بازار هفت تا كفش آهني و هفت تا عصاي آهني و هفت تا چادر و نقاب آهني و هفت تا جعبه قندورن خريد و از خواهر و مادر خودش خداحافظي كرد و به راه افتاد… در بين راه هم هفت تا ديو بودند. او هم هر هفت تا جعبه قندورن را به آنها داد و … هفت شبانه‌روز جشن و عروسي براي ملك‌ابراهيم گرفتند و او را عقد كردند…».

 

- «فرامرز نمك‌نشناس: …فوري هفتشهر را آينه‌بندان كردند…».

 

- «كاكاسياه و پسر پادشاه: …منادي ندا كرده كه دختر را فلان پادشاه بُرد. آمديم بر جواهرهاي هفترنگ…».

- «افسانه پيرمرد خاركن و سفره حضرت سليمان: …اين ميخ را مي‌كوبي به زمين اگر بخواهي هفتطبقه بروي زمين مي‌روي و اگر بخواهي هفتطبقه بالا هم به روي مي‌روي…».

 

- «خوشه اشرفي: … دختر ديد كليد هفت در بند در موهاي او پنهان است…».

 

- «قصه حاجي: … بعد يكي رسيده بود به صد، تا او را هم گذاشت توي شيرواني رويش را مي‌گيرد مي‌رود كه اين ششهفت روز توي حياط مي‌ماند مي‌بيند دق مي‌آورد…».

 

- «افسانه دختر دل‌گر: … دختر هم با هفتقلم خود را آرايش داده …».

 



1- اين بخش شامل آثار فولكلوريكي‌مي‌باشد كه سالها بعد از درگذشت صادق هدايت ،توسط برادرزاده ايشان ، جهانگير هدايت، در مجموعه‌اي تحت عنوان «فرهنگ عاميانه مردم ايران» (1379) به انضمام ديگر آثار مردم‌شناسي و فولكلوريك وي گردآوري و چاپ گرديده است.

 

 

 

* اين مقاله با تلفيقات ديگر، در فصلنامه انسان شناسي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران*

                              سال ۱۳۸۳ به چاپ رسيده است

نوشته شده توسط آ...م...ی...ن...حسن زاده در 23:56 |  لینک ثابت   •